جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

390

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

على بايد آنها را يارى كرد تا از خيرات و منافع زمين بهره‌مند شوند . و در قبال اين ، دستور مىداد كه ماليات‌ها را از ثروتمندان و توانگران بستانند تا بيت‌المال عمومى افزون شود و اجراى مساوات بين توده مردم ، امكان‌پذيرتر و عملىتر گردد . امروز ، در عصر اعلاميه حقوق بشر ! در نظر ما بسيار كوچك مىآيد كه ببينيم حكومت‌هاى سعادتمند مشرق زمين ! - كه در خوشبختى يگانه هستند ! - با وضع ماليات‌هاى گوناگون ، بار سنگين خود را بر دوش توده نيازمند مىگذارند و از قوت ضرورى آنان ، و از خون و شيره جان آنان ، با تهديد و ستم مىدزدند و زندگى محقرشان را حراج مىكنند و همه كارهاى ديگرى را كه مربوط به دوران‌هاى فرعونى و قلدرى و خاقانى است ! انجام مىدهند . در صورتى كه ما مىدانيم اين حكومت‌ها ، چيزى از حقيقت اين توده‌اى را كه مىخواهند آن را بچاپند و غارت كنند ، نمىشناسند و حقوق انسانى آن را به رسميت نشناخته‌اند و در رفع نيازمندى آن نكوشيده‌اند كه در قبال اين كوشش‌هاى قابل تقدير ! بتوانند مالياتى دريافت كنند . و در نظر ما ، چقدر علىبن ابيطالب بزرگ است ، در آن هنگام كه به همه فرمانداران خود - كه هميشه بر كار آنان نظارت داشت - چنين مىگويد : « به‌خاطر ماليات ، لباس تابستانى و زمستانى مردم و رزقى را كه مىخورند نفروشيد و چهارپايى را كه با آن به‌كار مشغولند از دستشان نگيريد و بر احدى به‌خاطر يك درهم تازيانه مزنيد و بر روى دوپايش نگه‌نداريد . و هيچ چيز از اثاث زندگى آنان را به‌فروش نرسانيد ، زيرا برنامه ما آن است كه با گذشت و اغماض از مردم ماليات بگيريم » ! و « سعى تو در آبادانى زمين ، بيشتر از فكر جمع‌آورى ماليات باشد » !